X
تبلیغات
غم نامه ای از تنهای من

غم نامه ای از تنهای من
این نامه ای از نامهربانی های توست**آنچه دیدم از جدایی ها جدا خواهم نوشت

كاش در دهكده عشق فراواني بود

توي بازار صداقت كمي ارزاني بود

كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب

روي شفاف ترين خاطره مهماني بود

كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد

قرض مي داد به ما هر چه پريشاني بود

كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم

رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست

كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود

چه قدر شعر نوشتيم براي باران

غافل از ان دل ديوانه كه باراني بود

كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها

دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود

كاش دل ها پر افسانه نيما مي شد

و به يادش همه شب ماه چراغاني بود

كاش اسم همه دختركان اينجا

نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود

كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر

غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود

كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها

غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود

دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم

راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

مريم حيدر زاده

.......

سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی

آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی

 

فدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

 

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگات بدجوری تو صحن چشام خالیه

 

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه

 

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

 

فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقت و واست بگم به آخر خط رسیدم

 

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

 

نمی دونی دلم چقدر تنگ برای دیدنت

برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت

 

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته

یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

 

من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره

بعدش خبر می دن بیا که دوستت داره میمیره

 

روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی

بیشتر از این منو نذار تو غصه و دلواپسی

 

یه وقت منو گم نکنی تو دود اون شهر فریب

یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب

 

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه

غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه

 

چادر شب لطیفت واز روت شبا پس نزنی

تنگ بلور اب تو یه وقت ناغافل نشکنی

 

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

منم تورو سپردم دست خدای مهربون

  

راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم

رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم

 

از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

 

غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه

سرفه های مکررم مال هوای دوریه

  

گلدون شمعدونیمون عجیب واست دلواپسه

مثل یه بچه که بار اول میره مدرسه

  

تو از خودت برام بگو بدون من خوش می گذره

دلت می خواست می اومدم یا تنها رفتی بهتره

  

از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه ی خون

همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون

  

یادت می یاد گریه هامو ریختم کنار پنجره

داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره

  

یادت می یاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم

تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم

  

امروز دیدم دیگه داری منو فراموش می کنی

فانوس آرزوهامونو داری خاموش می کنی

 

گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست

با اینکه من خوب می دونم جواب نامه هام با خداست

  

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه

یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

  

تنها دلیل زندگی با یه غمی دوستت دارم

داغ دلم تازه می شه اسمتو وقتی می یارم

  

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر

  

حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه

تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه

 

زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه

دیوار خونمون پر ا سایه غصه و غمه

 

تحملی که تو دادی دیگه داره تموم می شه

مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه

 

دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار

تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار

 

فکر نکنی از راه دور دارم سفارش می کنم

به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش می کنم

 

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب

که هر صفحش قصه چند درد و چند تا عذاب

 

می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشونو بدرقه چاکی خنده هات کنن

 

یه شب تو پاییز که غمت سربه سر دل می ذاره

منم همون کسی که بیشتر از همه دوستت داره

مريم حيدر زاده

[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 16:0 ] [ tanha tarin tanha ]
درباره وبلاگ

سلام من تنها ترین تنها هستم.به شهر سوخته خوش آمدید
نظر یادتون نره دوستان
امیدوارم از گردش تو شهرم خوشتون بیاد هرچند همه چی سوخته
تقدیم به تمام دل شکسته ها
فکر میکردم
اگر زمین گرد نبود
باید می رفتم تا اخر دنیا را پیدا کنم
اما حالا فهمیده ام
هر جایی می تواند اخر دنیا باشد
حتی همین خیابان
که کودکیم در ان رفت و بر نگشت
امکانات وب